![]() |
![]() |
|
| نمی دانم چه بگویم از کسی که ماه از حضورش خجالت کشید ... |
|
با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم قبل از هر حرفی آرزو می کنم همیشه تن سالم داشته باشید و امیدوارم که در سال جدید همه آدم های جدیدی بشیم؛ اگر تا به امروز دروغ می گفتیم از این روز با شکوه شروع به ترک این عادت زشت که سر آغاز تمام گناهان و بدبختی هاست کنیم...
اما شاید فکر کنید منظورم من از اینکه می گم تنهایم اینه که مثلا یه دوست ندارم که باهاش راحت باشم !! نه اشتباه نکنید این طور نیست من دوستانی دارم که می دونم منو دوست دارن و برعکس.. من از نظر فکری تنهایم شاید نتونید نداشتن خانواده رو درک کنید ولی حتما می تونید یک لحظه فکر کنید که نه پدری دارید و نه مادری ، اون زمانه که می تونید معنای واقعی تنهایی رو حس کنید.. اگر تا به امروز چیزایی توی وبلاگ نوشتم که بعضی ها از خواندنشون انرژی منفی از من دریافت کردم خواهش می کنم من رو از صمیم قلب ببخشن من قصدم آزار کسی نبوده و نیست من فقط می خواستم بنویسم ولی نه روی کاغذ ... به خدایی که همیشه تنهاست ولی بنده اش را تنها نمی گذارد ... عید نوروز بهتون خوش بگذره ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط سامان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پریشانم !
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|